ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
24
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
او با آنها از خانهاش بيرون شد ، همين كه خانه را ترك كرد ، وى را دستگير نموده نزد ابى محمد بردند . مادرش از ماجرا آگاه شد ، يك روز پيش از مرگ مهذب الدوله بر او وارد شد و او را آگاه از آن رويداد كرد . مهذب الدوله گفت : من در اين حال چه كارى ميتوانم بكنم ؟ و روز بعد هم درگذشت ، و ابو محمد زمام كارها بدست گرفت و اموال و شهر را بگرفت و بوى تسليم شد . و امر كرد ابى الحسين بن مهذب - الدوله را كتك بزنند ، و به سختى او را زدند و او هم بعد از سه روز كه از فوت پدرش گذشته بود ، درگذشت . ابو محمد تا نيمهء شعبان امير بطايح بود و به بيمارى خناق درگذشت . قبل از مرگش گفته بود : مهذب الدوله را در خواب ديدم كه از گلوى من گرفته تا خفهام كند و ميگفت : فرزندم احمد را كشتى و نيكى و نعمت مرا نسبت به خود سزا دادى . وى پس از روزى چند درگذشت و مدت اقامتش سه ماه بود . همين كه درگذشت ، جماعت به امارت ابى عبد اللّه الحسين بن بكر شرابى كه از خواص مهذب الدوله بود اتفاق كردند و امير بطيحه شد ، و براى پادشاه سلطان الدوله پيشكشىها تقديم داشت وى او را بر بطيحه مستقر داشت . شرابى تا بسال چهار صد و ده در مقام امارت بطيحه باقيماند ، پس از آن سلطان - الدوله صدقة بن فارس مازيارى را ، بدان صوب ، گسيل داشت و او بطيحه را متصرف گرديد و ابا عبد اللّه شرابى را اسير كرد . شرابى در اسارت او همچنان بماند تا ابن فارس در گذشت و وى ، چنان كه بخواست خداى بزرگ بيان خواهيم كرد ، آزاد شد . بيان درگذشت على بن مزيد و امارت فرزندش دبيس در ذى قعدهء اين سال ابو الحسن على بن مزيد اسدى درگذشت و فرزندش نور الدوله ابو الأغر دبيس بجاى پدر قيام كرد ، پدرش در زمان حيات خود او را جانشين خويش تعيين كرده بود و سلطان الدوله براى او خلعت فرستاد و اجازت امارت بوى داد .